کد خبر: ۸۲۸۰
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۵:۱۲
با عکس های خاطره انگیز شهر سبزوار و جهانی که بی انتها ست
باز می کنی ، پنجره ای خواهد آمد با عکس هایی که روح بلورینی بر آن فلش زده است تا تو را به گالریِ زیبا و سرشار و متنوعی دعوت کند که موضوع و مضامینِ آن ، هُنرِ زندگی ست . یک سفر معنوی که آدمی را به طلعتِ صُبحد مِ طلوعِ آفتابِ هُنر ، می برد . سایتی که می خواهد شخص را با روشنی های اتاقِ تاریکِ دوربینِ عکاسی ، آشنا بسازد و بعد تو را در مجاورتِ جان شیفته ای قرار بدهد که محمود امیری نام دارد . با عکس ها و پُرتره هایی که از بدایت و نهایتِ عشق ، سخن می گوید . هُنر وَری بیقرار ، ایستاده در مَرزی که باروخ اسپینوزا فیلسوفِ هلندی ، آن را نامتناهی دانسته است و بر آن است که : باید همه چیز از نگاهِ این نامتناهی دیده شود . و تو می نگری به عکس هایی که از دوربینِ مآل اندیشِ او ساطع می شود با پشتوانۀ تفاهم و همبستگی و نمودی که بر جادۀ کمال کشیده اند . پُختگی و تبحُری که از تکاپویِ چهل سال عکاسی خبر می دهد و بیننده را از دروازه ای عبور می دهد که نظارتِ خردمندانه اش ، دفاع از آیندۀ بشر است .
در ، وُرودیِ این سایت ، خودِ امیری ست که همچون میزبانی بی ریا و مُتبسم، به معرفیِ مختصر خود می پردازد و نگرنده را با اولین نمایِۀ شناختِ عکس و دوربین و انسان ، آشنا می سازد . صدایِ نا فذی که با عاطفۀ صمیمیِ زُلالِ خود می گوید : محمود امیری هستم متولد سبزوار که آشنایی با عکاسی را از سال 1351 آغاز کرده ام . تحصیلات را در رشتۀ عکاسی در مقطع کارشناسی و ارشد در دانشکدۀ هنرهای زیبا و دانشگاه تهران و دانشگاه هنر ادامه داده ام و سپس در نمایشگاه های فردی و گروهی و چاپِ آثار در برخی نشریاتِ عمومی و تخصصی قبل و بعد از انقلاب ، شرکت کرده ام . علاقه و تخصُصِ اصلی من ، عکاسی مُستند و پُرتره و منظره و صنعت است و سپس آقای امیری به دوربین هایِ کاریِ خود طیِ 40 سال می پردازد و از آن ها سخن می گوید و آنگاه در تقسیم بندیِ سایت خویش ، در بخشِ گالری ازموضوعات و مکان ها و آخرین عکس ها و همچنین عکس هایِ میهمان می گوید که می شود در بخش موضوعات ، به عناوینی همچون : پُرتره ، کودک، چوپان، خانواده ، جوان ، همدلی ، دوستی ، بازی ، نمایش ، تماشاگر، عکاسی ، گردِ هم آیی ، خواب، ارتباط ،جمعیت ، دست ، طنز ، شادی ، کوه نوردی ، تنهایی ، معماری ، منظرۀ شهری ،خانه ،مدرسه ، زندگی روزانه ،خیابان ، پیاده رو ، رَهگذ ر ،شب ، دیوار ، پنجره ، در، راه پله ،جاده ،منظره ، نهر ،دریا ، درخت ،گُل ، صنایع دستی ، صنعت ، کارگر ، رنگ ، مجسمه ،طبیعت بی جان ، سایه و ضدِ نور ، سکوت ،سرعت ، قدرت، چتر ، حیوانات و سگ اشاره کرد که مثلا وقتی که به عکس هایِ موضوع دوستی می نگری ، خود نشانه ای از صمیمیت و همدلی و هنجارهای خوبِ زندگی ست . در موضوع شادی ، پسری را می بینی که شوقِ کبوتر او را آکنده از شادی نموده است . میوه چینان هم در یک چنین گرمای پر حس و عاطفه ای شریکند . یا حتی آن آفتابه به دست که به جوان دسپاچۀ منتظر نگاه می کند ودارد می خند د و یا دَ مِ دست ترین عکس هایی که دو دختر همشکل و همسان را نشان می دهد که با خنده های نازنینشان ، مویدِ این شادی هستند . و آن سوتر که موضوع خانه است واز متنوع ترین خانه های ایران حکایت دارد . ازخانه هایی که در میان کوه های مُرتفع و سنگبار قرار گرفته اند یا قصرهایی که پُر از جلاجل و تفاخر و طمطراق هستند . از خانه هایی که سقفی چوبین و ساده دارند تا خانه هایی که زیر پنجره شان ، پر از گل های رنگارنگ است . و چگونه بگویم که بخشِ مکان ها خود دنیایی مُتکسر و وسیع و برازنده از دیدنی هاست . از یزد و شیراز و میبُد گرفته تا دورترین نقاطِ کویر ایران . از خا ر و توران تا الموت و عَلَم کوه و سپس پاریس و رُم و فلورانس و ونیز و کاپری ست ... همه سرشار از رُخ نمایی و شناخت و دیدار با بدایعِ محیطی و جغرافیایی هستند . عکس هایِ خارِ و توران ، خود پدیده ای غریب و ناشناخته ای ست که گویی در شطِ دور افتادۀ دنیا قرار دارد . از سنگِ گورِ جدا مانده از قبر تا نک درختِ تناورِ صخره های سخت که بر آن دخیل بسته اند . باید بیدادِ این وادیهایِ رها و زمخت و در عین حال بسیار سخت کوش را دیدکه زمین های قاچ قاچ و ترکیده دارند . باید به میبُد رفت و معماری و اضلاع و قوسِ ضربی های مردم آنجا را دید و به نمودهای این سرزمینِ اهورایی توجه کرد . مکانی پُر از نور و سَقف و آب انبار و کاروانسرا و خانه و کاشانه های قدیم که در پرتوِ مهربانِ آفتاب ، می درخشند و خویش را می نمایند . باشد که بدانیم و بیابیم که ایران کشورِ زنده و پایداری ست . با رنگها و ذوق و هنرِ ایرانی که بر هر چیز ، نجوایِ زندگی افکنده است . آرزوها در کویر ، همیشه همخوانِ خانه و معبر و دالان وسقفِ گنبدی و مناره و بادگیر های بلند می باشد . دیدار از عکس های دور دستِ این کویرها و کوه ها و سَریرِ ابرها ، خود یک تماشایِ افسون کننده و تماشایی و بدیع هستند . به امیری درود می فرستم که با این سایت خواسته است تا روحِ اثیری هُنر و رازِ جاودانگی ایران را به ما یاد آوری کند که بدین سان از طاق و سَقف و درخت و آب و آنسوتر، عَلَم کوهِ فرازمند می گوید و ما را در جلوۀ هزار نقش و مه بیز و ساکتِ آنها قرار می دهد و در ما ، جاری وساری می سازد . حتی عکس های اروپایی محمود امیری خود گویایِ تاریخ و تحول و تحرک و تعاریفِ روزگاری ست که می شود از دلِ آن به عصر نوزایی و رونسانسِ اروپا ، قدم گذاشت . می توان در قلمروهای شهرهایی که او از آن عکس گرفته است به تحولاتِ حیرت انگیز علمی وفنی و معماری و هنر و افزار و حفظِ آثار پی برد و از دلِ آنها به پاریس نگریست . به پاریسی که روزگاری قلبِ فرهنگ و تمدنِ اروپا بود با معماری و باغ آرایی و استحکامات و موسیقی و هنر و کلیساها و نحله های مذهبی و رجال نام آور و انقلابی که دورانِِ دردناک و خسته کنندۀ فودالیسم را به سرمایه داری رساند . انقلابِ توانمندی که به آن انقلابِ کلاسیک گفته اند و روزگاری ستارۀ درخشانِ آن ، ماکسیملین دو ربسپیر بود که سپیدۀ امید بخشِ عدالت را در آن دیده بود . و این مرد ، چه زود به دستِ خود انقلاب فرانسه به زیرِ تیغۀ گیوتین ، فرستاده شد !
آری محمود امیری با د وربینِ خود، به درونِ این کاخ ها و این معماری های کمال یافته رفته است تا از سرشتِ حجاب هایِ نهانِ این شهر ، پرده بردارد و با ما از تفرعن شاهان و کشور گشایان بگوید که میوه های تلخ ایجاد کرده بودند . بگذارید با دوربین او به ایتالیا و شهر رُم برویم و این شهر را با دَ ر بارها و پاپها ببینیم . با پادشاهان و جنگهای بی شمارشان نظاره کنیم و سپس رُمِ تاریخی را با نوزایی رونسانس تماشا کنیم . با سر گذ شتِ سولاها ، سیسرون ها ، کراسوس ها و نرون ها و نیز خاندان های بردۀ پلب و حملۀ بَربَرها به رُمِ غربی و زایشِ دولت های اروپایی . و دیگر اینکه بیاییم و از دیگر شهر هایی که امیری از ایتالیا برایمان به ارمغان آورده به سوی جنگ حهانی و سپس انقلابِ علمی وفنی با دامنه های حیرت انگیز آن برویم و به دگرگونی های آن چشم بدوزیم . و چنین است که در گذ رگاهی که این هنرمند ، ما را به کوهستانِ پاکیزۀ هنر خویش می برد ، باید به هر چیز از دیدگاهِ گستردۀ تحولات تاریخی و کشفِ بدایع و فکر و اندیشه ای نگریست که به آن ، هنر متعالی می گویند و دیگر آنکه برای شناختِ امیری ، باید او را در پیوندِ کار و تلا شی دید که عکس نام دارد . عکس هایی که در طول چهل سال از روشنی های اتاقِ تاریکِ دوربینِ او ، بیرون آمده اند تا ما را به منظر گاهِ عالمی ببرند که ، هُنر عکاسی نام دارد . این هُنر شکفته و همیشه باد .
حسین خسروجردی
اردیبهشت 1393 - مشهد
سایت عکس های محمود امیری: www.mahmoudamiri.com
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۳
محمد حسین غایبی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۷
0
5
ازجناب خسروجردی عزیز وهمچنین مدیریت محترم سایت که این مطلب رادرباره استاد امیری نوشتندودرسایت قراردادند صمیمانه تشکر میکنم ومنوبه یاد دهه پنجاه که درخدمت ایشان بودم ودرس می آموختم بردایشان نه تنها عکاس بسیارخوبی بودند بلکه کارگردان بی نظیری درهنرهای نمایشی تئاترفعالیت چشمگیری داشتند وبیشتر کارهایشان ازبرشت بود انشاالله صحیح وسالم هرکجاهستندباشند
پاسخ ها
داوود
| Iran, Islamic Republic of |
۱۷:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۱
حسن آقا سلام
منم مثل شما از مطلب نگاشته شده لذت بردم و با وجود اینکه چندسالی هست که در شهرمان سکنا ندارم ، درج اینگونه مطالب برایم شیرین می باشند
باسپاس -پسر خاله
سلام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۶
0
0
سلام دوست عزیز.وقتی صحبت از یه عکاسه اولین چیزی که به ذهن آدم می یاد عکس خودش و چند تا از عکساشه.همین